مثل كشتي هاي در گرداب ... سرگردان تو
 مي كِشي يا مي كُشي ؟ اِعراب ، سرگردان تو 
زخم من از تو ولي آرامش من هم ز تو
اي طبيب قلب من‌! اعصاب سرگردان تو
رو به سوي ماه و دستم سمت تو ميرفت و من
بيشتر غرق شب پُرتاب – سرگردان تو – 
ماجراي تار گيسوها و چنگ من در آن ...
رقص موهاي شب و مضراب ، سرگردان تو
مثل مردي مست در مستي به دنبال تو ام
مثل زاهد گوشه ي محراب سرگردان تو 
من نميدانم چگونه بايد از بحران گريخت..
مثل كشتي هاي در گرداب سرگردان تو ...

سعيد سكاكي