مي كِشي يا مي كُشي ؟ اِعراب ، سرگردان تو
مثل كشتي هاي در گرداب ... سرگردان تو
مي كِشي يا مي كُشي ؟ اِعراب ، سرگردان تو
زخم من از تو ولي آرامش من هم ز تو
اي طبيب قلب من! اعصاب سرگردان تو
رو به سوي ماه و دستم سمت تو ميرفت و من
بيشتر غرق شب پُرتاب – سرگردان تو –
ماجراي تار گيسوها و چنگ من در آن ...
رقص موهاي شب و مضراب ، سرگردان تو
مثل مردي مست در مستي به دنبال تو ام
مثل زاهد گوشه ي محراب سرگردان تو
من نميدانم چگونه بايد از بحران گريخت..
مثل كشتي هاي در گرداب سرگردان تو ...
سعيد سكاكي
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:26 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.