اگرچه ناله نيارامد آرميده بگير
بگير گوش خودت را و ناشنيده بگير
به باد اگر كه سري مي‌رود نرفته شمار
ز باغ اگر كه گلي چيده شد نچيده بگير
به چهره‌هاي هراسيده داغ سيلي را
بر آسمان سحر سرخي سپيده بگير
به لب رسيدن و از لب پريدن جان را
پريدن لبه از ظرف لب‌پريده بگير
نفوس بد مزن و عاقبت به لانۀ خود
... كلاغ دربه در قصه را رسيده بگير
چه فرق مي‌كند آه است يا كه خميازه
نفس نفس زده‌اي را نفس كشيده بگير

اگر كه قطرۀ اشكي به ديده‌‌ام ديدي
گمان گريه مبر ديده را نديده بگير


 وحید عیدگاه طرقبه ای