ز باغ اگر كه گلي چيده شد نچيده بگير
اگرچه ناله نيارامد آرميده بگير
بگير گوش خودت را و ناشنيده بگير
به باد اگر كه سري ميرود نرفته شمار
ز باغ اگر كه گلي چيده شد نچيده بگير
به چهرههاي هراسيده داغ سيلي را
بر آسمان سحر سرخي سپيده بگير
به لب رسيدن و از لب پريدن جان را
پريدن لبه از ظرف لبپريده بگير
نفوس بد مزن و عاقبت به لانۀ خود
... كلاغ دربه در قصه را رسيده بگير
چه فرق ميكند آه است يا كه خميازه
نفس نفس زدهاي را نفس كشيده بگير
اگر كه قطرۀ اشكي به ديدهام ديدي
گمان گريه مبر ديده را نديده بگير
وحید عیدگاه طرقبه ای
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:34 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.