کس نمبداند چه رنگی دارد آه سینه ام
تاعبور شعر یک دیوانه در آئینه ام
کس نمبداند چه رنگی دارد آه سینه ام
در زمستان نگاهت بارهایخ بسته اند
غنچه های اشتیاق باور دیرینه ام
فصل آوازی به تارم زخمه ی غم میزند
وارث مشتی نوای پر زچین و پینه ام
ماه من برگرد، من از جزر و مد افتاده ام
آسمان باشد گواه رانش بی کینه ام
داستان ذوق من یک دولت بی یاور است
کس نمی گنجد بجر عشق تو در کابینه ام
سالها هم بگذرد چیزی نخواهد شد عوض
من بجز عشق تو چیزی نیست در پیشینه ام ...؟
فرید عباسی
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:19 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.