لعنت به بی وفایی سارای لعنتی

مغرور پر افاده ی زیبای لعنتی

مو بور و لب انار و عسل چشم و قد بلند

اصلا بهشت بود سراپای لعنتی

میگفت: عاشق توام اما...اگر...اگر...

دیدی چه کرد این "اگر امّا"ی لعنتی؟

هر روز من به وعده ی فردای او گذشت

پس کو؟ کجاست موعد فردای لعنتی

گاهی خیال می کنم ابلیس هم زن است

آدم فریب خورده ی حوّای لعنتی

دستم که ساخت با غم تنهایی اش، ولی

باید چه کرد با دل تنهای لعنتی
 
مجید ترکابادی