آمارگیر وبلاگ

غزل امروز | هفته اوّل مهر ۱۳۹۲

به مات لبخند تو هاج و واج می گویند


به گیسوانت شاعران مواج می گویند

پیغمبران به دامنت معراج می گویند

هرکس به کیشت دربیاید مات خواهد شد

به مات لبخند تو هاج و واج می گویند

در تخت خواب پادشاهی بر سر مردم

به آن کلاهی که گذاری! تاج می گویند

به باد داده گیسوانت دین مردم را

به این روش از دلبری تاراج می گویند

دلتنگ ها دور دل سنگ تو می گردند

به زائران خانه ات حجاج می گویند

از چشم هایت میوه ی آزادگی بارید

به جنگل سبز نگاهت کاج می گویند

مهدی احمدی اتویی

تو قصّه ی "شیرینی" و من شاعر "مجنون"



ای هر سخنت قطره ی باران بهاری

باید که بر این تشنه ی بی تاب بباری

من معدن حرفم پرم از شعر و تغزّل

امّا تو عزیزم به خدا حرف نداری

سیب است و انار است و عسل هست و شکر نیز

واجب شده بر خوان لبت شکرگزاری!

تو قصّه ی "شیرینی" و من شاعر "مجنون"

این گونه بعید است به من دل بسپاری!

سیگار و غزل چاره ی بی حوصلگی هاست

یک شعر بمان پیشم اگر حوصله داری

مصطفی الوندی
کد قفل راست کلیک در وبلاگ