مرا با خاک یکسان کرده ای، ای دشمنِ هم خون!
به طرزی وحشیانه عاشق زیبایی ات بودم
به جای عشقبازی، دائماً بازی درآوردی
ارس میخواست در آغوش دریای تو بنشیند
ولی با سدّ قهرت نقشه اش را بر ملا کردی!
شدم مجموعه دار دردهای رایج دنیا
شدی بر عکس من، میراث دارِ دردِ بی دردی
خیانت در امانت طبق حکم شرع جایز نیست!
امانت بود عشقم در وجودت، حیف نامردی!
مرا با خاک یکسان کرده ای، ای دشمنِ هم خون!
تو را با خاک یکسان می کنم، روزی که برگردی
امید صباغ نو
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.