عاشق محض شدن عادت بارانی هاست
بی تو دنیای من ابستن ویرانی هاست
شانه هایم گسل درد و پریشانی هاست
.
بوی پیراهن و چشمان به خون خفته و من....
از غمت کور شدن خصلت کنعانی هاست
.
زهر خوراندی و از عشق نوشتم چه کنم؟
این بلاکش شدنم رسم خراسانی هاست
.
عشق یعنی که بباری به گل و سنگ و علف
عاشق محض شدن عادت بارانی هاست
.
بی تو احساس من از عطر اقاقی خالی ست
عطر تو باعث طغیان غزلخوانی هاست
.
رفتنت درد عجیبی است که در جانم ریخت
رفتنت عاقبتش بی سروسامانی هاست
.
پشت کردی به من و پشت به دنیا کردم
این غم انگیزترین معنی حیرانی هاست
.
باید از این قفس سینه به بیرون بپرم
خودکشی جیغ ترین چاره ی زندانی هاست
هادی نژادهاشمی
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 19:15 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.