عشق تو را خريده ام اينك مشخص است
كم كم مرا نبود تو نابود مى كنددر قهوه خانه اى كه مرا دود مى كند
هى آه مى كشم و همين آه هاى من
تبريز را هميشه مه آلود مى كند
حس مى كنم كه جاده ى وصل من و تو رابرف غرور ماست كه مسدود مى كند
تصويرهاى تازه ى شعرم فقط مرا
دارد به چشمهاى تو محدود مى كند
عشق تو را خريده ام اينك مشخص است
در اين معامله چه كسى سود مى كند
او قول داده است كه ما مال هم شويمآرى خدا هر آنچه كه فرمود مى كند
حجت حصاری
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:35 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.