به جز خطوط خیال و خطا نمی بینی
گذشت از من و رو کرد دیگری ها را
چگونه هضم کنم نابرابری ها را
همین که موی طلای تو در هوا پیچید ،
شکست رونق بازار زرگری ها را
طلای مویت اگر شیوه را عوض نکند ،
به باد می دهد انبار روسری ها را !
صفوف درهم تیغ است یا که مژگان است ؟ !
سپاه جمع کنم یا که دلبری ها را ؟
به یک نگاه از آیینه سنگ می سازی
کجا بلد شده ایی کیمیاگری ها را؟
به جز خطوط خیال و خطا نمی بینی
اگر که باز کنی مشت مشتری ها را
گذشتم از همه ی آن چه داشتم ، او هم
گذشت از من و رو کرد دیگری ها را
احسان افشاری
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 13:38 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.