اصلا برای عشق سرم درد می کند
زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکند
اصلا برای عشق سرم درد می کندزخمم بزن که لا اقل این کار ساده را
هر یار بی وفای جوانمرد می کند
آن جا که رفته ای خودمانیم هیچ کس
آن چه دلم برای تو می کرد میکند؟
در را نبسته ای که هوای اتاق را
باد خزان حوصله دلسرد میکند
فردا نمی شوی که نمی دانی عشق تو
دارد چه کار با من شبگرد می کند
خاکستر غروب تو هرروز در افق
آتش پرست روح مرا زرد می کند
عاشق بکش که مرگ مرا زنده میکند
زخمم بزن که زخم مرا مرد می کند
اصلا برای عشق سرم درد می کند
نجمه زارع
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.