خورشید را رسوای عالم کردچشمت!
کم کم خدا را از زمین کم کرد، چشمتخورشید را رسوای عالم کردچشمت!
از قصه ی پس لرزه های پلکهایت
یسنا فاضلی
تصویر اقیانوس و جنگل را به هم ریخت
ترکیب رنگی را که درهم کرد چشمت*آنقدر زیبا شد که هر شب کهکشان را
در خاطرم خاتون مجسم کرد چشمت!می خواهم از آشوب چشمانت بگویم
از اینکه دنیا را پر از غم کرد چشمتاز قصه ی پس لرزه های پلکهایت
کاری که با بوشهر ، با بم کرد چشمت
از دست چشمت کل دنیا فتنه برپاست
حتی عربها را هم آدم کرد چشمتبا بستنش از فصلها پاییز مانده
عید و بهارش را مُحرّم کرد چشمت
امشب برایم غیر تنهایی و چایی
یک شعراز چشمت فراهم کرد چشمتشاعر شدن در محضرت سهل است وقتی
تک تک قوافی را منظم کردچشمت...یسنا فاضلی
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 1:7 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.