هر شب کسی دیگر ، نگاه فاحش دیگر
بعد از تو عطرم روی صدها بالش دیگر
روی گسل ها در هراس از رانش دیگر
بعد از تو با ساز تمام شهر رقصیدم
هر شب کسی دیگر ، نگاه فاحش دیگر
شاید فراموشت کنم یک لحظه در مستی
مستم ولی دستم پی یک خواهش دیگر
تحلیل جانکاهم که در آیینه پیدا بود
هر روز زخمی تازه و فرسایش دیگر
بعد از تو از هر چیز ترسیدم سرم آمد
از چاله در می آمدم تا چالش دیگر
شاید اگر برگردی اما ... دیر برگشتی
حالا که خوابم برده روی بالش دیگر !
حنا مشایخ
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:51 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.