ای که دنیا بی تو دارد می شود دشوارتر
از تو بیزارم ! ولی ... از زندگی بیزارتر

بعد از این حتی غزل با من غریبی می کند
احتمالا می شوم تا مدتی ، کم کارتر

قرص هایم ، باعث تسکین اعصابم که هیچ !
می کند این قرص ها ، آخر مرا بیمارتر

نازنینم ! قلب تنگ تو ، برایم جا نداشت
صبر کن ، باید بیابم سینه ای ، جادارتر

سرو بودم ، چون که از چشم تو افتادم ، دریغ
کاج باید می شدم ، ... وقتی شدم پربارتر

حیف شد بانو ! که قبل از این تو را نشناختم
دلبــر مـه پیکرـ ، از اژدها خونخوارتر

محسن نظری