از تو بیزارم ! ولی ... از زندگی بیزارتر
ای که دنیا بی تو دارد می شود دشوارتر
از تو بیزارم ! ولی ... از زندگی بیزارتر
بعد از این حتی غزل با من غریبی می کند
احتمالا می شوم تا مدتی ، کم کارتر
قرص هایم ، باعث تسکین اعصابم که هیچ !
می کند این قرص ها ، آخر مرا بیمارتر
نازنینم ! قلب تنگ تو ، برایم جا نداشت
صبر کن ، باید بیابم سینه ای ، جادارتر
سرو بودم ، چون که از چشم تو افتادم ، دریغ
کاج باید می شدم ، ... وقتی شدم پربارتر
حیف شد بانو ! که قبل از این تو را نشناختم
دلبــر مـه پیکرـ ، از اژدها خونخوارتر
محسن نظری
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 18:51 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.