باید ای عشق ، به طوفان تو عادت بکنم !
پیش از آنی که به چشمان تو عادت بکنم
باید ای دوست به هجران تو عادت بکنم!!
یا نباید به سرآغاز تو نزدیک شوم
یا از آغاز به پایان تو عادت بکنم....
بهتر آن است که چشم از تو بپوشم انگار
تا به چشمان پشیمان تو عادت بکنم....!
چون زمستان و خزان از پی هم می آیند
من چگونه به بهاران تو عادت بکنم ؟!
بادبان می کشم و موج و خطر در پیش است
باید ای عشق ، به طوفان تو عادت بکنم !
ساده تر نیست در آغوش عطش جان بدهم...؟!
تا به سرچشمه سوزان تو عادت بکنم ؟!
طاق و قحطی زده از مصر مرا راندی و نیست
طاقت آنکه به کنعان تو عادت بکنم
ای دل غمزده دیری ست که عادت دارم
به سخنهای پریشان تو عادت بکنم
محمدرضا ترکی
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 16:47 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.