آشفتگیِ موی تو دیوانه کنندهست
این روسری آشفتهی یک موی بلند است
آشفتگیِ موی تو دیوانه کنندهست
بالقوّه سپید است زن، اما زنِ این شعر
موزون و مخیّلشده و قافیهمند است
در فوج مدلهای مدرنیته هنوز او
ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است
دل غرقِ نگاهیست که مابینِ دو پلکش
یک قهوهییِ سوختهی خیرهکنندهست
با اخم ـ به تشخیصِ پزشکان ـ سرطانزاست
خندیدن او عاملِ بیماری قند است
تصویر دلش با کمک چشمِ مسلّح
انگار که سنگی تهِ شیئی شکنندهست
پرواز تماشاییِ موهای رهایش
تصویرِ رهاکردن یک دسته پرندهست
شاید به صنوبر نرسد قامتش، امّا
نسبت به میانگینِ همین دوره بلند است
ماه است و بعید است که خورشید نداند ـ
میزانِ حضور و حذرش چند به چند است
صالح دروند
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 14:48 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.