هر روز بعد از آخرین دیدار خواهم مرد

یک بار دنیا آمدم،بسیار خواهم مرد

عمری نشستم بافتم عشق تو را در ذهن

حالا به دست این طناب دار خواهم مرد

بعد تو تنها دور من دیواری از مرگ است

روزی در آغوش همین دیوار خواهم مرد

تنها دلیل هستی و دنیای من بودی

از دستت ای دنیای لاکردار خواهم مرد

جای تو را با پاکت سیگار پر کردم

با بوسه ی پی در پی سیگار خواهم مرد

از من چرا هی شهر می گیرد سراغت را؟!!!!

از دست پرسش های معنی دار خواهم مرد

رفتم اگر بار گرانی بوده ام بر دوش

دیگر نگو"دست از سرم بردار"...خواهم مرد!

سمانه میرزایی