من منتظرم تا که ز بندت شوم آزاد
شمعی شده ام شعله ز همزاد گرفته
چندی است که اطراف مرا باد گرفته
من منتظرم تا که ز بندت شوم آزاد
مانند صدایی که ز فریاد گرفته
در"گیر" تو هستم تو مرا "دار" مزن باز
ای قاضی و زندانی و آزاد گرفته
در تیرگی و پیچ و خمش گم شود ای کاش
هر کس که به گیسوی تو ایراد گرفته
آدم که به اقبال خودش سنگ نمیزد
آن سیب که از دست تو افتاد گرفته
یوسف به زلیخای خودش پشت نمی کرد
کج خلقی خود را ز شما یاد گرفته
عرفان اکبرپور
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.