دام بلای اهل محل می شود لبت
می خندی و رقیب عسل می شود لبت
می گویی و ردیف غزل می شود لبت
رد می شوی ز کوچه و لبخند می زنی
دام بلای اهل محل می شود لبت
آخر شبی خیال لبت می کشد مرا
دارد به جام زهر بدل می شود لبت
وقتی بهشت گمشده ی من دهان توست
انگیزه ای برای عمل می شود لبت
حالا بیا و روی لب من حساب کن
راضی اگر به حدّ اقل می شود لبت!
مصطفی الوندی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:31 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.