به هَراس من ازاین فاصله ها خندیدی
تو به دلسوزی پشت گِله ها خندیدی
به هَراس من ازاین فاصله ها خندیدی
عشق بود حاصلِ جمعِ من و تو میدانی؟
خط کشیدی و به این مسئله ها خندیدی
هم به چشمان تَر و کشتی غَرقم هر روز
در غروب ِ لبِ این اِسکله ها خندیدی
هم به لرزیدن و ویران شدنم بعد از تو
تحت بی وقفه ترین زلزله ها خندیدی
نامه ی خیس خودم را به تو دادم گفتی :
شعر میگویی به این باطله ها؟!! خندیدی
- "کارِ این دل شده عشق تو"به حرفم اما
در دلی پر شده از مشغله ها خندیدی
مثل یک دلقک لوسَم به اَدا های من
با همان تلخی بی حوصله ها خندیدی
مثل مامای عقیمی که طلاقش حتمی است!
وقت مادر شدن حامله ها خندیدی
غول بی عرضه ی آخر شده ام دربازی
به شکستم تَه این مرحله ها خندیدی
در شب عقد تو در سوگ و عزا باریدم
در میان همه ی هِل هِله ها خندیدی
احمد.فرخ خان
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.