عاشق شدیم و نظم جهان را به هم زدیم
هرچند سهم شادی ام از این جهان کم است
آنچه مرا به شعر گره می زند، غم است
دلشوره ها همیشه به من راست گفته اند
دلشوره ام همیشه برای تو مبهم است!
من باختم غرور خودم را در این میان
یک شاه ِبی سپاه شکستش مسلّم است
باید که جای زخم تو بازخم گم شود
هر درد تازه ای برسد ، مثل مرهم است
باچتر می روم که نسوزم از آتشش
باران که نیست! بارش ِ داغی دمادم است
بعد ازتو نام دیگر ِ آغوش بسته ام،
دیگر بهشت نیست عزیزم، جهنم است
سرکش شدم، بهانه گرفتم، ندیدی ام
یک بارهم نشد که بپرسی چه مرگم است!
یک بارهم نشد که بفهمی غزال تو
با یک نگاه سرد پلنگانه ات رم است
عاشق شدیم و نظم جهان را به هم زدیم
دنیا هنوزهم که هنوز است درهم است
رویا باقری
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.