من سال ها شبیه کسی بوده ام که نیست
از بس نفس کشیدم و در خود جسد شدم
بر روی جسم زنده به گورم لحد شدم
با خنده های دلقکی و حرف های خوب
از چشم هایتان خودِ آدم رصد شدم
وقتی میان خندۀ لب ها دلم شکست
با گریه راه و رسم شما را بلد شدم
از بس قبول کردم و گفتم که بگذرم
چون باد از وجود خودم نیز رد شدم
من سال ها شبیه کسی بوده ام که نیست
من زیر دست و پای خودم هم لگد شدم
می خواستم شبیه تو باشم شبیه شعر
یک قلب کاغذی که نفس می کشد شدم
فرزانه اسماعیلی
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:54 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.