خوش باد روزگار تو با هر كه خواستي
بانگ خروس، صبح دل آزار ديگري
مردم چه دلخوشند به تكرار ديگري
اي كاش چشمهاي مرا خواب مي ربود
وقتي اميد نيست به ديدار ديگري
يك دل اضافه كرد به دلهاي خون شده
از عشق بر نيامد اگر كار ديگري
بعد از تو من به درد خودم هم نمي خورم
تحميل شد به جامعه سربار ديگري
خوش باد روزگار تو با هر كه خواستي
اما مباد قسمت من يار ديگري
مسلم محبّی
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 1:10 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.