شور برپا میکند مویت میان رقص باد
ماجرای موی خود با باد را آغاز کن
داخل این ماجرا پای مرا هم باز کن
شور برپا میکند مویت میان رقص باد
لطف کن با تار مویی کیفمان را ساز کن
نازی چشمی تصرف کرده افکار مرا
چون لهستان بی دفاعم نازنینم ناز کن
می شکافی نیل را با پنجه ای چونان پلنگ
شقه کن ماه مرا با چشم خود اعجاز کن
تا ته خط میروم تا رخ نمایی خوب من
جر بزن، بازی نکن، شاه مرا سرباز کن
حافظ از چشمان تو یک عمر ساغر میگرفت
چشم بگشای و شبی شهر مرا شیراز کن
عرفان اکبرپور
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 18:57 توسط ميلاد افصح
|
به علّت متعدد بودن شاعران و اشعار فرصت اخذ پروانه از شخص صاحب اثر نيست اگر دوست شاعري تمايل به وجود شعرشان در اين وبلاگ نداشتند مي توانند در قسمت كامنت ها به اطلاع بنده برسانند تا در سريعترين زمان حذف گردد اگرچه بر خلاف ميل باطني اينجانب باشد ... دوستان شاعر من بسيار بسيار براي بنده محترم و ارجمند هستند و حرف ايشان حجّت تمام درباره آثارشان است.