خودم نخواسته ام راه چاره لازم نیست

تو رفتنی شده ای استخاره لازم نیست

نگاه های زلیخا گواه فاجعه اند

ترنج و زندان و رخت پاره لازم نیست

به یک اشاره مرا پیر کرده ای حالا

اراده کن که بمیرم اشاره لازم نیست

هزار شعر نگفته درون چشمت هست

کنایه و صفت و استعاره لازم نیست

به غیر تو همه فهمیده اند حال مرا

کتاب و انجمن و جشنواره لازم نیست

مرتضی عابد پور لنگرودی